السيد الطباطبائي

385

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

جهان و كائنات هميشه و به طور ابدى خواهند بود و هميشه رو به تكامل مى روند و خواهند رفت ؛ مى روند كه به كمال مطلق برسند ليكن چون كمال مطلق ، مطلق است هرگز قابل رسيدن نيست . مطلق فقط خداوند متعال است و محال است كه مخلوق به اطلاق برسد . نه جهان و كائنات به مطلق خواهند رسيد و نه انسان ؛ نه جسم انسان و نه روح انسان . صدرويان ما و صوفيان ، به زور مى خواهند اين محال را ممكن كنند و بر آيه « إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » تحميل كنند . كه خدايشان هدايت كند . 2 - مى فرمايد وقتى كه جهان و كائنات و آن همه اشياء ريز و درشت و موجوداتى كه دارد ، و همه اين اشياء و موجودات لحظه به لحظه در تغيير و در حركت هستند و تا ابد نيز چنين خواهند بود ، پس هيچ لوحى و كتابى ، نمى تواند اين حوادث جارى بى نهايت را ، در خود جاى بدهد . زيرا بى نهايت ، بى نهايت است . اما بايد توجه داشته باشيم كه مراد علامه طباطبائى اين نيست كه اين بى نهايت همين حالا به طور بى نهايت وجود دارد ، مى گويد : جريان يك جريان بى نهايت است و به طور ابدى خواهد بود . پس هيچ لوحى ، كتابى گنجايش آن چه به طور ابدى رخ خواهد داد ، را ندارد . پس بايد « لوح » را تاويل كنيم همانطور كه حديث ها لوح و قلم را تأويل به فرشته كرده اند . اما بايد به مجلسى ( ره ) نيز حق داد . زيرا سخن او در اصل تحقق و وجود لوح است كه مى گويد : هيچ استبعادى در اصل وجود و تحقق اين لوح نيست . بنابراين ، سخن مجلسى ( ره ) كاملًا صحيح است و اشكال مرحوم طباطبائى كاملًا بى مورد است .